نحوه استفاده از 7 اصل هنر و طراحی در عکاسی

آیا تا به حال به این فکر کرده اید که چگونه عناصر یک عکس در کنار هم قرار می گیرند تا یک تصویر موفق را تشکیل دهند؟ در این مقاله، نحوه استفاده از هفت اصل هنر و طراحی را بررسی خواهیم کرد. این اصول طراحی به شما کمک می کند تا تصاویر جالب تری خلق کنید.

7 اصل هنر و طراحی چیست؟

7 اصل هنر و طراحی عبارتند از تعادل، ریتم، الگو، تاکید، کنتراست، وحدت و حرکت. از عناصر هنر و طراحی خط، شکل/فرم، فضا، ارزش، رنگ و بافت برای ایجاد یک ترکیب به عنوان یک کل استفاده کنید.

عناصر هنر و طراحی ابزار هنرمندان تجسمی هستند. اصول هنر و طراحی نشان می دهد که چگونه یک هنرمند از این ابزارها برای خلق هنرهای بصری استفاده می کند. با به کارگیری اصول 7 گانه هنر و طراحی، عکاسان می توانند تصویری منسجم بر پایه مبانی تئوری هنر ایجاد کنند.
بیایید نگاهی دقیق تر به هر اصل بیندازیم.

خلقت آدم توسط میکل آنژ، درک دقیقی از 7 اصل هنر و طراحی را نشان می دهد. تصویر از Wikimedia Commons

7. تعادل

تعادل برای نشان دادن وزن بصری یک تصویر استفاده می شود. این می تواند یک عکس را متحد کند یا یک تقسیم بندی ایجاد کند. یک تصویر با دقت متعادل، حس ثبات را به عکس می دهد. یک تصویر نامتعادل باعث ایجاد اختلاف یا ناآرامی می شود. هر دو، بسته به نتیجه مورد نظر، مشکلی ندارند. شما می توانید از سه طریق به تعادل برسید:

  1. تقارن – هر دو طرف یک تصویر، موضوع مشابهی را منعکس می کنند، مانند یک تصویر آینه.
  2. عدم تقارن – عناصر متضاد تصویر را متعادل می کنند. به عنوان مثال، یک سطح با بافت بسیار بالا در یک طرف یک تصویر، که توسط یک سطح صاف و مات در طرف دیگر متعادل می شود.
  3. تقارن تعادل شعاعی – عناصری که به طور مساوی در اطراف یک نقطه مرکزی قرار دارند، مانند پره های روی یک چرخ.

تعادل از این جهت حسی است که «احساس» اشتباه یا درستی دارد. اگر به دنبال تأکید بر تعادل در یک تصویر هستید، سعی کنید دوربین خود را حرکت دهید تا به چشم اندازهای مختلف برسید. همچنین می توانید عکاسی از زمینه های مختلف بافت و رنگ را امتحان کنید. از کمی آزمایش نترسید.

مطلب پیشنهادی:  8 راه برای ثبت احساس در عکاسی
تعادل متقارن در این عکس از یک پل باعث ایجاد عمق می شود و چشم بیننده را در تصویر هدایت می کند. عکس مایکل درکسلر در Unsplash

6. ریتم

از بسیاری جهات، ترکیب در موسیقی بسیار شبیه به ترکیب در عکاسی است. مفهوم عکاسی ریتم به شدت از تئوری موسیقی وام گرفته شده است. درست مانند یک نوازنده که نت‌های یک صفحه موسیقی را می‌خواند، سوژه‌ها در یک فضا نحوه مشاهده ما از یک عکس را تنظیم می‌کنند. ریتم توزیع مکرر یا سازماندهی شده/ناسازگار عناصر بصری را در سراسر تصویر دیکته می کند. برای ایجاد حس ریتم در عکاسی خود، سعی کنید نت موسیقی را تجسم کنید. فضاها، همبستگی‌ها و تفاوت‌های بین سوژه‌ها در عکسی مانند این عکس، نت‌ها را در یک صفحه موسیقی منعکس می‌کند.

5. الگو

این الگو از طریق منظم بودن، دنیای بصری را معنا می کند. از اشیاء ساخته دست بشر گرفته تا مواد آلی و انتزاع. عناصر طراحی را می توان به شیوه ای قابل پیش بینی سازماندهی کرد تا یک الگو را تشکیل دهد. به زبان ساده، الگوها تکرار عناصر هنر و طراحی هستند. اینها به صورت هماهنگ در یک قاب کار می کنند. چشم انسان برای جستجوی الگوها کالیبره شده است. این می تواند واکنش های احساسی شگفت انگیزی را از بیننده برانگیزد.

الگوها یک اصل فعال هنر و طراحی هستند، آنها یک تصویر را از صفحه حذف می کنند. گنجاندن الگو در عکاسی شما به همان اندازه که در مورد تکنیک عکاسی است، به کاوش نیز مربوط می شود. سعی کنید به دنبال ویژگی های معماری و شهری یا موضوعات ارگانیک مانند گل باشید. هنگامی که شروع به نگاه کردن کنید، از فراوانی الگوهای اطراف خود شگفت زده خواهید شد.

الگو یک تصویر را از صفحه خارج می کند و یک تصویر دو بعدی را به اثر هنری سه بعدی تبدیل می کند. عکس از اندرو ریدلی در Unsplash

4. تاکید

تاکید مرکز توجه را در یک تصویر شکل می دهد. رنگ، فضا، بافت و خط با هم کار می کنند تا فوکوس یک تصویر را تعیین کنند. راه های زیادی برای ایجاد تاکید در عکس وجود دارد. تاکید فضایی شامل جهت گیری سوژه در کادر عکاسی است. یک سوژه تنها که در مرکز تصویر قرار دارد توجه را به خود جلب می کند. این آسان ترین جزء عکس است. برای یک عکس با تعدادی سوژه، گروه بندی انتخابی چشم بیننده را به نقاط کانونی خاصی هدایت می کند.

مطلب پیشنهادی:  اصول عکاسی از پرنده

اندازه سوژه همچنین نحوه “خواندن” یک عکس را به بیننده دیکته می کند. سوژه بزرگتر نشان دهنده نزدیکی به سطح عکس است. توجه بیشتری نسبت به یک سوژه کوچکتر در پس زمینه به خود اختصاص می دهد. گنجاندن اندازه، داستانی را در مورد فیزیکی بودن سوژه ها در یک عکس بیان می کند و به عمق و پرسپکتیو اضافه می کند. رنگ ابزار دیگری است که می تواند تاکید را پرورش دهد. یک سوژه با رنگ روشن در یک صحنه تاریک، حس سرزندگی و زندگی را به تصویر می بخشد. چشم بیننده را به خود جلب می کند.

عکس متیو اسمیت در Unsplash

3. کنتراست

کنتراست زمانی ایجاد می شود که دو یا چند عنصر متضاد در یک عکس وجود داشته باشند. نور در برابر تاریکی، گرم در برابر سرد. اما کنتراست شامل عناصر فیزیکی نیز می شود. بافت راه دیگری برای استفاده از اصل کنتراست در عکاسی است. گنجاندن دو یا چند بافت در یک عکس نه تنها حس لمس را معرفی می کند، بلکه حس مکان را نیز ایجاد می کند. یک قطره آب گرد که بر روی پیچک های یک گیاه قرار دارد، نمونه ای از موضوع متناقض است. موضوع متضاد، روایت را به یک عکس می رساند. همچنین می‌توانید ویژگی‌هایی مانند وضوح و نرمی، قدیمی و جدید یا منحنی و مستقیم را کنار هم قرار دهید.

عکاسی از ویژگی های متضاد با درک ما از دنیای اطرافمان بازی می کند. عکس الکس رودریگز سانتیبانز در Unsplash

2. وحدت

یونیتی رابطه بصری بین عناصر یک عکس را توصیف می کند. این به ایجاد یک تصویر منسجم کمک می کند. استفاده از رنگ‌ها، مفاهیم یا عناصر مشابه، حس وحدت را پرورش می‌دهد. نفاق برعکس است. برش بد، چشم‌اندازهای ناخوشایند یا نوردهی بیش از حد و کم، تصویر را مختل می‌کند و می‌تواند باعث گسست شود. جنبه دیگری که زیربنای یک تصویر یکپارچه است، ایده واضح یک نتیجه عکاسی است. نتیجه یا هدف عکاسی، تصویر ذهنی ایده آل از یک عکس قبل از گرفتن آن است. با از پیش تجسم یک نتیجه، یک عکاس می تواند ایده واضح تری از هدف یک عکس ایجاد کند. این به نوبه خود به عکاس اجازه می دهد تا کنترل بیشتری بر تصویر داشته باشد.

مطلب پیشنهادی:  10 نکته برای ویرایش عکس با گوشی هوشمند
وحدت در عکاسی با استفاده آگاهانه از اصول هنر و طراحی به دست می آید. عکس توسط شان استراتون در Unsplash

1. حرکت

اصطلاح “حرکت” در عکاسی اغلب رابطه بین سرعت شاتر دوربین و سوژه را توصیف می کند. وقتی صحبت از هنر و طراحی به میان می آید، حرکت به مسیری اطلاق می شود که چشم بیننده هنگام خواندن یک عکس طی می کند. حرکت توسط عناصر و اصول هنر و طراحی شکل می گیرد. یک عکاس می تواند نحوه جذب یک عکس توسط بیننده را در دست بگیرد. به عنوان مثال، استفاده از خط در عکاسی “بزرگراه های بصری” ایجاد می کند که چشم بیننده را هدایت می کند.

خطوط ناهموار هیجان ایجاد می کند و نگاه بیننده را از یک نقطه به نقطه دیگر تغییر می دهد. خطوط منحنی ظریف تر هستند. اینها سرعت مشاهده عکس را کاهش می دهند. درک ماهیت و روانشناسی بینایی انسان بخش مهمی از کنترل حرکت است. به عنوان مثال، چشم انسان نسبت به برخی رنگ ها بیشتر از سایرین حساس است.

قرمز جلب توجه می کند. آبی های ملایم تر و ظریف تر هستند. حرکت را می توان از طریق استفاده انتخابی از رنگ و اشباع هدایت کرد. راه های مختلفی برای هدایت چشم بیننده از طریق عکس وجود دارد. حرکت به مطالعه ماهیت چشم و همچنین روانشناسی در پس چگونگی جذب اطلاعات بصری می پردازد.

حرکت بر اساس اصول هنر و طراحی، مسیری است که چشم ها در اطراف یک تصویر طی می کنند. عکس درو گراهام در Unsplash

نتیجه

هفت اصل هنر و طراحی در عکاسی؛ تعادل، ریتم، الگو، تأکید، تضاد، وحدت و حرکت، شالوده هنرهای تجسمی را تشکیل می دهند. استفاده از این هفت اصل به شما این امکان را می دهد که کنترل بیشتری بر تمرین عکاسی خود داشته باشید. این به عکس های بهتر و فرصت های عکاسی بیشتر منجر می شود.

منبع

ستایش
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.